محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1405

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

گفتگوها كردند آخر الامر مرتضى قلى خان در سفاين نشسته راه سار و پشته و ساليان پيش گرفت و جعفر قلى خان وارد شهر رشت شدند و مراتب را تحريرا به عرض حضرت شهريار رسانيدند . حضرت قوى شوكت معظم در جواب ايشان را به مراجعت امر فرمودند و نواب سليمان خان در گيلان مستقل گرديد - هم در اين اوان موكب همايون به دار الخلافهء طهران معاودت فرمود و پس از ده روز توقّف عزيمت سفر طبرستان نمودند و نواب جهانبانى به مراسم پذيرائى مقدم مبارك قيام و اقدام كردند ، و نواب جعفر قلى خان به حضور مهرظهور تشرّف جسته مورد مرحمت و مخلّع گشتند . چندى در بلدهء سارى به شكار و سوارى گذشت و چندگاهى در اشرف به عيش و تدابير مملكت‌دارى و در اين اوان رضا خان قاجار بيگلربيگى استرآباد با بزرگان يموت و ككلان خراج و هداياى لايقه گذرانيده و موكب اعلى به سارى بازگشته پل مشهور به تيجن را كه خان خلدآشيان محمد حسن خان - طيّب اللّه مضجعه - به ساختن آن اقدام كرده و به سبب شهادت ايشان ناتمام مانده بود حكم به ساختن فرمودند و حاجى اسمعيل قوللر آقاسى به سركارى اين كار خير برقرار شده با دوازده هزار تومان مخارج آن را صورت انجام و اتمام داد - هم در اين سال بعضى از امراى زنديه از قبيل صيد مراد خان و ويس مراد خان و شاهمراد خان و ديگران كه در حبس و بند جعفر خان زند بودند يكى از خدمهء حرم او را فريفته به واسطهء او سمّى به جعفر خان چشانيدند و او بدين واسطه مريض شده روز بروز قوّت او به ضعف مبدّل گرديد . شبى محبوسين مزبور به دستيارى بعضى از حبس مستخلص شده بر سر جعفر خان تاختند . جعفر خان به مدافعه برخاسته يكدو نفر را به ضرب شمشير زخمى كرد ، آنها هجوم‌آور شده كار او را با چماق و تيغ و تير و چوب و سنگ و خشت و جاروب و پاروب بساختند و با همان شمشيرى كه او در دست داشت سر او را از بدن جدا كردند و به ميان ارك انداختند و صيد مراد خان به جاى او به حكمرانى نشست . لطفعلى خان فرزند ارشد جعفر خان كه به طرف بنادر و عمّان رفته بعد از استماع اين خبر دواسبه به شيراز راند . همين كه به اين بلد نزديك شد شيرازيها صيد مراد خان را دست بستند و دروازه را به روى لطفعلى خان بگشادند و او فورا به قتل قاتلين پدر كمر بست و بر تخت سرورى بنشست و